

آینده کار خصوصی در ادیولوژی ( شنوایی شناسی )
دیوید. آ. فابری در شمارۀ ۳۷ مجلۀ سمینار شنوایی در نوامبر ۲۰۱۶ موضوعاتی را در خصوص آینده ادیولوژی مطرح کرده که در ادامه می بینید.
مقایسۀ ادیولوژی و سایر تخصص ها
ظرف دهۀ گذشته شنوایی شناسی مطرح تر شده است و جای خود را در میان بهترین مشاغل در آمریکا باز کرده است. شک نیست که قسمتی از این تحول مرهون ارتقای مدرک از فوق لیسانس به دکترا می باشد و همینطور ظهور نسل فعال و متعلق به پس از جنگ جهانی دوم. در قیاس با تخصص هایی مثل دندانپزشکی و اپتومتری ( بینای سنجی ) همان گرایشات را می توان دید. حدود ۲۲۰۰۰ بینایی سنج در ایالات متحده بودند که حدود ۹۰% ایشان در بخش خصوصی کار می کردند. در یک دورۀ ۳۰ساله یکپارچگی صنعتی رخ داد. یعنی در آغاز تعداد تولیدکنندگان محصولات مراقبت بینایی زیاد بود. سپس به تدریج این تولیدکنندگان عمده و بزرگ با هم ادغام شدند. در برهه ای از شمار ایشان کم گردید. از آن پس از طریق شبکه خرده فروشی مشارکت ایشان در بازار اضافه گردید. سهم نسل پس از جنگ جهانی دوم چشمگیر بود چرا که اغلب آنها سابقۀ نقص بینایی مربوط به قسمت جلوی چشم داشتند به صورتیکه به اصلاح عیوب انکساری چشم نیاز پیدا کرده بودند. تلفیق پیشرفتهای فناوری، یکپارچه شدن شرکتها و تغییر در شیوۀ توزیع، تحولی در بینایی سنجی پدید آورد. امروز یک رابطه کارفرما-کارگر در این حوزه حاکم شده است طوریکه تعداد زیادی از ۳۵۰۰۰ متخصص حیطه بینایی سنجی به شکل نیمه وقت یا تمام وقت برای شرکتهای خرده پا کار می کنند. شاید جالب باشد که ببینیم آیا این روند در آینده هم ادامه می یابد؟ آیا با توجه بیشتر این حوزه تخصصی به مشکلات قسمت عقب یا خلف حدقه چشم در این فرآیند تغییری ایجاد می شود؟
و اما در مورد دندانپزشکی امروز نزدیک به ۲۰۰ هزار دندانپزشک در ایالات متحده وجود دارد. به خلاف بینایی سنجی دندانپزشکی تخصصی خود گردان است و حدود ۱۷ % از متخصصین فعال آن به صورت کارگر عمل کرده و در استخدام بخشهای دیگر هستند. گرایشهایی برای فعالیت شرکتی و سهامی دندانی وجود دارد ولی بسیاری از کارورزان خصوصی این حوزه بر مراقبت های خاص و پیشگیرانه تمرکز کرده اند و در واقع از این مسئله بعنوان راهی برای تمایز خدماتشان بهره می گیرند. موضوع دیگری که می تواند در حوزه ادیولوژی کاربرد و جذابیت داشته باشد آن است که شمار ارائه دهندگان خدمات دندانی لایۀ میانی و واسط ( مشتمل بر بهداران دندان ) افزوده شده و تعادلی بین بیمه های ثالث و بخش خصوصی برای باز پرداخت هزینه ها ایجاد گردیده است.
بررسیها در ایالات متحده حاکی از آن است که یک روند اتحاد و یکپارچگی شرکتی در ادیولوژی جریان دارد. از سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) تا ۲۰۱۳ (۱۳۹۱) تعداد ادیولوژیستهای بالینی از ۵۴ به ۵۹ درصد افزایش داشته و تعداد ادیولوژیستهای مدیر، مالک یا شریک کار، یا ادیولوژیستهای عهده دار مدیریت تام یک شرکت یا در عالی رتبه ترین مسئولیت اداری حدود ۶ % کاهش داشته است.
جدول ۱) عناوین شغلی ادیوژیستهای مشغول کار در آمریکا ( از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ ) بر حسب درصد – بر اساس بررسی آکادمی ادیولوژی آمریکا ( AAA)
سال | ادیولوژیست بالینی | محقق | دانشگاهی | مدیر/ناظر | رئیس | مالک/شریک | مدیر اجرایی/مسئول اداری عالی رتبه |
۲۰۰۵ | ۵۴ | ۱ | ۶ | ۱۰ | ۸ | ۱۳ | ۱ |
۲۰۰۶ | ۵۲ | ۲ | ۷ | ۹ | ۸ | ۱۴ | ۱ |
۲۰۰۷ | ۵۵ | ۱ | ۵ | ۱۰ | ۷ | ۱۴ | ۱ |
۲۰۰۸ | ۵۸ | ۱ | ۵ | ۹ | ۶ | ۱۴ | ۱ |
۲۰۱۱ | ۶۱/۹ | ۱/۹ | ۳/۷ | ۷/۸ | ۷/۱ | ۱۲/۳ | ۱ |
۲۰۱۳ | ۵۹ | ۲ | ۷ | ۸ | ۶ | ۱۰ | ۱ |
در همین دورۀ زمانی دستمزد و حقوق ادیولوژیستها ۲۱ % افزایش داشته و غرامت برای آنانی که در مشاغل مستقل کار می کنند ۴۱ % اضافه شده است. اما آیندۀ این رشته چیست و از پیشینۀ بینایی سنجی و دندانپزشکی می توان به چه نتایجی رسید که برای ادیولوژی مفید باشد؟
دو موضوع در بینایی سنجی و دندانپزشکی وجود دارد:
۱) نیاز به ویزیتهای منظم طبی؛ ۲) وجود حالت اورژانس در برخی از مشکلات. بر اساس تحقیقات بنیاد آب سیاه ( گلوکوم ) آمریکا از میان بزرگسالان بررسی شده ۷۴ درصدشان ذکر کرده اند که چشمشان حداقل هر ۲ سال یکبار چک می شود. بر اساس بررسی مرکز سلامت و خدمات انسانی برای کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC ) 63 % از بزرگسالان سالی یکبار توسط دندانپزشک ویزیت می شوند. اما در مقام قیاس، فقط ۲۳% از بزرگسالان آمریکا تحت غربال شنوایی قرار می گیرند. طبق آمار CDC در سال ۲۰۱۳ حدود ۹۷% از نوزادان آمریکا تحت غربال شنوایی قرار گرفتند. در آمریکا تنها یک چهارم بزرگسالان پا به سن گذاشته تحت بررسی شنوایی قرار می گیرند و این در حالی است که نیمی از افراد ۷۰ ساله و بالاتر افت شنوایی بارز و قابل اندازه گیری دارند.
شک نیست که وجود مدارکی از پیوستگی افت شنوایی به مسائلی مثل بیماری قلبی عروقی و نقص شناختی می تواند ادیولوژیستها را برای تعریف و برقراری برخی حالتهای اورژانسی در این رشته یاری نماید. تحقیقات بیشتری نیاز است تا بتواند یک رابطۀ علت- معمولی و یا یک همبستگی بین مواردی مثل دمانس ( زوال عقل ) و افت شنوایی پیدا شود و در این صورت وسعت نفوذ بازار سمعک در جامعه تا ۳۰ % اضافه می شود.
ارتقای استطاعت مالی، مقرون به صرفگی و دسترسی
بخاطر نفوذ کم صنایع وابسته و پیوسته سمعک در بازار ظرف ۳۰سال گذشته، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) در سال ۲۰۰۹ راهنمایی را برای صنایع مرتبط با سمعک، پرسنل FDA و محصولات تقویت صوتی ارائه داد. به دنبال آن سازمان ملی ناشنوایی و سایر اختلالات ارتباطی در آگوست ۲۰۰۹ گروه کاری دسترسی به مراقبت های بهداشت و سلامت شنوایی در بزرگسالان درگیر افت شنوایی ملایم به متوسط را ایجاد نمود. هدف هر دوی این اقدامات افزایش دسترسی و مقرون به صرفگی سمعک برای افراد درگیر افت شنوایی ملایم و متوسط بود. قسمتی از راهنمای FDA به افرادی اختصاص داده شده که افت شنوایی قابل اندازه گیری ندارند ولی علیرغم آن در فهم صدای گفتار آهسته و دور مشکل دارند. در سال ۲۰۱۳ سازمان غذا و دارو پیش نویسی را در مورد نیازهای معمول تنظیمی محصولات تقویت صوتی فردی مختص “مشتریان بدون نقص شنوایی” عرضه کرد. این اقدام منجر به بحثها و مذاکرات مفصلی در جوامع علمی شد و نتیجه اش انجام گردهمائیهای زیادی در سطح مشاورین علمی و فناوری در مجلس نمایندگان در سال ۲۰۱۵ بود که ماحصل همه آنها تدوین سندی بود که توصیه می کرد که FDA با صرف نظر کردن از پیش نویس ۲۰۱۳ و تدوین یک دستۀ خاص از سمعکهای بدون نیاز به نسخه برای افت های شنوایی ملایم / متوسط مرتبط با سن بازار جدیدی برای سمعک ایجاد کند ( این سمعکهای بدون نیاز به نسخه را می توان بدون نیاز به فروشندۀ گواهینامه دار {مثل ادیولوژیست یا متخصص وسایل شنوایی} خریداری کرد). در کنار آن دو توصیۀ اضافی نیز ارائه شد تا در سایۀ آن قابلیت انتقال نتایج آزمونهای تشخیصی افت شنوایی و نتایج فیتنگ پیشنهادی فراهم آید.
نهایتاً در سال ۲۰۱۶ انستیتوی پزشکی (که بنام آکادمی علمی علوم، مهندسی و پزشکی نیز معروف است) مجموعه ای از گردهمائیهای اجتماعی و توافقی را به انجام رساند و گزارشی مشتمل بر ۱۲ توصیه ارائه کرد تا دسترسی و مقرون به صرفگی را ارتقاء دهد. نتیجۀ تمام این اقدامات افزایش آگاهی نسبت به اهمیت شنوایی بود.
تمامی این اقدامات برای این بود که افراد درگیر کم شنوایی سمعک و وسایل کمک شنوایی را بهتر بپذیرند و در واقع سمعک با اقبال بیشتری از سوی افراد مواجه شود.
در کنار آن غولهای صنایع الکترونیک مثل سامسونگ، اپل خیل عظیمی از محصولات را عرضه نمودند که فناوریهای مؤثر و جالبی را برای ارتباط بی سیم، شفافیت شنیداری/شنود و میکروفونهای بسیار خاص ( مثل میکروفونهای پرتو دیس یا شکل دهندۀ تابه/امواج) که پیش از آن فقط در وسایل شنوایی گران و با کیفیت یافت می شد ارائه دادند.
یکی از اهداف و برنامه ریزیها آن است که بتوان سمعک را در افتهای شنوایی کم اشاعه داد. اگر بکارگیری این وسایل در افت شنوایی ملایم/ متوسط بدون نیاز به متخصص به تصویب برسد توزیع سمعک در آمریکا به شدت متحول خواهد شد. هدف مهم دیگر آن است که خدمات تخصصی تجویز و تنظیم سمعک به آنچنان جایگاهی برسد که اهمیت خاص خود را داشته باشد و از قیمت دستگاه مستقل گردد. در این زمینه متخصص شنوایی شناس باید به مرتبه ای از ارزش و اعتبار برسد که بتواند صرفاً بر اساس خدمات تخصصی خود جایگاهش را محکم و تثبیت نماید. به اثبات برسانند. برای این مهم ایشان باید فرآوریها و ابداعاتی را فراتر از فناوری، سخت افزار و ابزار تقویتی نشان دهند.
نورآوریهای فراتر از فناوری
موضوعات و ترفندهای اقتصادی – تجاری (مثل بکارگیری پرسنل پشتیبان و افراد حمایت کننده، شاخص های عملکرد اساسی برای تحرک شغلی، بهترین عملکرد (مبتنی بر شواهد و مدارک)، فنون و تکنیکهای صدور صورتحساب و اختصاص کد) همگی به ارائه و عرضۀ خدمات شنوایی و تعادل کمک می کنند. نظارتهای سفت و سخت و تغییرات فناوری که بر صنعت سمعک اثر می گذارند توانایی تغییر شیوۀ توزیع را نیز ظرف دهه ها داشته اند.
واژۀ نوین ارائه شده توسط کلایتون کریستنسن بنام “نوآوری خلاقانه” یا “نوآوری برانداز” (Disruptive Innovation) آن چیزی است که بازار جدید و کانالها و مجاری توزیع را خلق می کند ولی سرانجام و در آخر کار شرکتها، محصولات و خدمات پیشتاز و برجسته را جایگزین بازار موجود می سازد. نوآوری برانداز بیشتر توسط افراد غیر عضو، غریبه ها و مؤسسین شرکتها خلق می شود نه رهبران بازار فعلی و موجود ( چرا که این قبیل محصولات و خدمات ذاتاً بعنوان موارد فرع و نه چندان مفید قلمداد می گردند). چنانچه یک صنعت یا تخصص بخوبی پذیرای تغییرات بنیادی و جدی در وضع موجودش باشد امکان و احتمال خود-تخریبی یا ایجاد اختلال یا تحول خود خواسته در آن صنعت و تخصص وجود دارد.
ناگزیر
از تحول و تغییر گریزی نیست. فناوری به خودی خود نیرویی را پدید می آورد که در دل خود تغییر را به دنبال داشته و نوآوریهای تکنولوژیک فراوان باعث ابداعات سریع گردیده که نتیجه اش شکل گیری آیندۀ هر تخصص یا شاکله ای است.
زیبنده
بر اساس رهگیری بازار متوسط دورۀ زمانی جایگزینی یا تعویض سمعک به ۶ تا۷ سال افزایش یافته و دلیل این مسئله هزینه ها و البته افزایش قابلیت اطمینان این وسایل است: در طول عمر معمول یک سمعک آنالوگ تأکید اصلی بر نگهداری این وسیله برای اطمینان از عملکرد مناسب قطعات آن و توجه ادیولوژیست بر تغییرات افت شنوایی است. ابداع اولین سمعکهای آنالوگ که به صورت دیجیتالی قابل برنامه ریزی بودند، و پس از آن عرضۀ سمعکهای دیجیتال در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی، انعطاف پذیری سمعک ها را در تنظیم بهره و خروجی بشدت افزود و اجازه داد تا این وسیله به شکلی بهتر با نیازهای در حال تغییر بیمار تنظیم و منطبق گردد. وسایل امروزی، اما، اجازه ارتقاء و به روز آوری مستدام و پیوسته ویژگیهای سمعک را می دهند مثل فشرده سازی (Compression)، مدیریت نوفه، حذف فیدبک. شاید برخی بیماران و کاربران قدیمی سمعک حاضر به پرداخت مبالغ اضافی برای بهبود یا ارتقای نرم افزار یا سخت افزار سمعک نباشند ولی شاید مایل به ارتقای اپلیکیشن ها باشند. شاید عمر سمعکهای امروزی به اندازه قدیمی ها نباشد ولی قابلیت ارتقا و روز آمدن شدن آنها باعث می شود که در طول عمرشان روز آمد و مطابق با آخرین پیشرفتهای علمی باشند. از سوی دیگر تمام بیماران با روند مستمر و پیوستۀ روز آمد شدن بدون راهنمایی و حمایت متخصص احساس راحتی نداشته باشند. در واقع همین تحول مداوم محصول است که نقش ادیولوژیست را برای کمک به بیمار در جهت کنار آمدن با این احساس که همیشه مثل یک کاربر تازه کار است پر رنگ تر می سازد. نیروی جنبشی فناوری یک نیروی غالب در بازار سمعک است. و همین نیرو تحولات و انقلابات فراوانی را در حوزه سمعک سبب می گردد.
شناختن
امروزه هوش مصنوعی همه جا هست. حتی یک ذره و یا یک مقدار کم هوش اگر در یک وسیله قرار گیرد اثر بخشی و کارآیی را دو چندان می سازد. ظرف ۲۰ سال گذشته سمعکها قابلیت واقعه نگاری داده ها (data logging) را پیدا کرده اند و می توانند اطلاعاتی در مورد زمان استفاده، محیط صوتی و عمر باتری در اختیار بگذارند. سمعکها از مقداری هوش مصنوعی بهره می برند و این کار بدون تبلیغات و در بوق و کرنا کردن انجام شده است. اخیراً عرضۀ سمعکهای قابل اتصال به iPhone و آندروید این وسیله را بیشتر شناسانده است. بکار گیری گوشیهای هوشمند همراه با قابلیت نشان گذاری جغرافیایی (geotagging) و حسگرهای حرکتی به سمعکها اجازه می دهد تا محل کاربر را بیابند، بدانند که کاربر ثابت است یا متحرک و آیا قبلاً در آن محل بوده یا نه. فعلاً سمعکها یک دستگاه یا وسیلۀ تک ایستا (stand alone) (صفتی برای دستگاه یا عملیاتی است که به پشتیبانی دستگاه یا سیستم دیگر احتیاج ندارد) محسوب می شوند که بهره را بصورت تابعی از فرکانس عرضه می دارند ولی سمعکهای فردا غنا و سامانی از هوش همیشگی را در اختیار کاربر و متخصص قرار می دهند. حسگرهای میکروالکترومکانیکی اطلاعاتی را در حوزه های زیر در دسترس قرار می دهند: آیا سمعک در گوش درست قرار گرفته؛ آیا در معرض رطوبت بالا قرار گرفته؛ حتی اطلاعات بیومدیکال (زیست طبی) را نیز در اختیار می گذارد مثل ضربان قلب، حرارت و سطح قند خون. این وسایل در آینده به یادآوری وقت ملاقات و قرارها ( مثل یادآوری زمان ویزیت بعدی، زمان تعویض باتری، زمان رفع رطوبت)، ترجمۀ همزمان، یادآوری های سلامت و بهداشتی (زمان مصرف قرصها، اخطار به کاربر که سمعک در معرض خطر افتادن است، هشدار برای حمله قلبی، …) مجهز خواهند شد. شناسانده شدن به دنیا یک موضوع بزرگ و پر مخاطره است این کار همین الآن هم برای تمامی ما در حال انجام است و رابط و حد واسط این امر بسیار بزرگ گوش می باشد. این تحول و انتقال برای بسیاری از بیماران بسیار سخت و دشوار است و نقش متخصص شنوایی شناس کمک به تبدیل و تفسیر این داده های بزرگ به بسته ها و بخش های کوچک و قابل هضم است. در واقع شنوایی شناس تنها متخصص واجد شرایطی است که ظرفیت ارائه خدمات و کمک به بیمار بعنوان یک مشاور، مربی، مشاور و ناظر فنی به کارورز بهداشت سلامت و تحلیل گر داده ای را دارد.
سیلان
ایدۀ ” شبکۀ چیز ها” (Internet of thing) زمینۀ اصلی ظهور ابر شبکه یا اینترنت بود که همه روزه اجازه اتصال و ارتباط چیزها را در یک شبکۀ عظیم به ما می دهد و نتیجه اش ارسال و دریافت داده ها بطور نا محسوس در جهان واقعی است. در رابطه با سمعک چنین امکان نوید بخشی را می توان در اتصال بی سیم یافت. فرض کنید کاربر سمعک در سالن تأتر، سخنرانی یا سمینار راه میرود و بطور اتوماتیک دستگاه از او می پرسد که آیا دوست دارید به سیستم صوتی محل وصل گردید. بسیاری از تلویزیونهای جدید به اتصال بلوتوث مجهز شده اند و نیاز به وسایل خاص اتصال به دستگاهها در سمعک که بنام TV streaming معروفند را مرتفع نموده اند. تحقیقات محققان نشان داده که گوش دادن به تلویزیون دغدغه کاربر سمعک است و برای او مهم می باشد ولی تمهید تغییرات و شیوه های برنامه ای مختص تنظیمات تلویزیون در سمعک چندان طرف توجه نبوده است. فنآوری آینده بی شک همه گیر شده و جریان و سیلان آن در میان افراد و جوامع به شکلی بی دردسر میسر خواهد شد ولی این مسئله به آمادگی، فردی سازی تغییر و دسترسی نیاز خواهد داشت. شنوایی شناس نقش حساسی در تمامی این حوزه ها دارد و این نقش را از طریق نمایش دادن، مشاورۀ واضح و صحیح و پیگیری به انجام می رساند تا از فهم درست وسیله ای بنام سمعک و نحوۀ بکارگیری آن توسط کاربر مطمئن شود.
غربال
بجای ارجاع برای بررسی و آزمایش وجود افت شنوایی، این قسمت به “غربالهای” دیجیتالی به شکل نمایش روی مانیتور، صفحه نمایش تبلت ها و گوشیهای هوشمند اطلاق می شود. ما هر چه بیشتر به دنیای بصری وارد می شویم طوریکه هر سال ۵/۳ میلیارد صفحات نمایش اضافی تولید می شوند. امروز تقریباً تمامی سمعکهایی که در ایالات متحده تجویز می شوند دیجیتال هستند و با توجه به اینکه دو سوم آمریکائیها گوشی هوشمند دارند امکان ارائۀ خدمات بهداشتی از راه دور (Telehealth) و یا خدمات رو در رو برای ادیولوژیستها فراهم شده است. بهداشت از راه دور یا Telehealth کانون و شالودۀ سه اصل مراقبت بهداشتی است: سلامت بهتر جمعیت و مردم، ارتقای مراقبت بیمار و هزینه های کمتر. با خدمات تله هلث می توان به اهداف مد نظر CDC و FDA دست یافت و نقش کارورز را نیز حفظ نمود. با تلفیق زمان مواجهه و برخورد رودررو در کلینیک با زمان ملاقات در اسکرین یا صفحۀ نمایش که در حد فاصل ویزیتهای بالینی میسر است، کارورز یا متخصص می تواند قابلیت دسترسی، کارآیی، تبلبغات و رضایت را بیافزاید.
دسترسی
تحقیقات اخیر نشان داده که تغییراتی در شرف تکوین است. اوبر بعنوان بزرگترین شرکت تاکسیرانی جهان هیچ ماشینی نخریده، فیسبوک، بعنوان بزرگترین دارندۀ رسانۀ مردمی هیچ قرار دادی نبسته. علی بابا بعنوان بزرگترین خرده فروش ارزشمند هیچ فهرست اقلام موجودی عرضه ننموده. ایر بی ان بی ( وب گاهی برای کرایۀ مکان های اقامتی) بعنوان بزرگترین عرضه کنندۀ مسکن هیچ مستقلاتی را خریداری نکرده است. این نشانۀ آن است که چیزی اتفاق افتاده است. با خلق جهان دیجیتال تملک و مالکیت اهمیت خود را از دست داده است اما دسترسی جای آن را گرفته و اهمیت فراوانی یافته است. اما در این فضا بازار سمعک چگونه خود را تطبیق می دهد؟ احتمال دارد به جای خریدهای بزرگ در هر ۵ تا ۷ سال، گزینه های اجاره و شیوه های اجاره دهی گسترش پیدا کند به قسمی که با یک مبلغ ماهیانه بتوان محصولات، باتری، ارتقای کیفی و خدمات را پوشش داد. بی شک در آینده وسایل شنود- پذیر امروزی ( مثلاً Air Pods، Samsung Gear IConX) در گوشیهای همراه گنجانده شده و از طریق قرار دادهای ماهیانه فهرستی از خدمات مهیا و عرضه می گردند. احتمال دارد که وسیله ای همانند سمعک به سمت کالا شدن پیش برود و از حالت یک خدمت تخصصی درآید. این یعنی اصالت بیشتر و اهمیت افزون تر به متخصص و تخصص تا تاکید و اهمیت بیشتر به کالا یا محصول. تغییر از “مالکیت و تملک آنچه که می خرید” به ” دسترسی به آبونه شدن” بسیاری از رسوم و قراردادها را متحول نموده و به متخصصان و کاررورزان خصوصی اجازه می دهد تا در قیاس با کلینیک های بزرگ به سادگی بیشتری تطبیق بیابند.
اشتراک
علاوه بر اینکه در اقتصاد دیجیتالی تغییری از سمت مالکیت و تملک به سمت آبونه و عضو شدن انجام می شود، امکان سیر به سمت آزاد شدن یا مجانی شدن از طریق اشتراک یا همکاری پدید می آید.
از علائم و نشانه های کار خصوصی عبارتند از: فرصت تشریک ایده ها و مفاهیم، ارتباط و اشتراک داشته ها با بیماران از طریق رسانه های اجتماعی شخصی و عمومی مثل فیسبوک، یوتیوب، توییتر و اینستاگرام. از طرفی همکاری با بیماران فعلی و موجود در جهت کمک به ایجاد بازار برای بیماران آینده یک ابزار بازاریابی مؤثر و کم هزینه است. همیاری منظم و جمعیت گرایی و یا مردم داری، فرصت کار یا مشاغل محلی و مراکز خیریه را افزوده و از این رهگذر امکان انجام بررسیها و تحقیقات بیشتر مهیا می گردد ( مثل اندازه گیری تراز نویز و انعکاس در محلهایی مثل اتاق ناهار خوری، توصیه برای نحوۀ نشستن و قرارگیری افراد در این محیطها، نورپردازی برای کمک به ارتباط بهتر). از همین جا بتدریج فرصت و امکان تبدیل شدن به یک فرد حقیقی یا حقوقی مجرب محلی، منطقه ای یا ملی در حوزۀ پیشگیری از افت شنوایی، اتوتوکسیسیته، مدیریت وزوز در یک فضا و فرهنگ اشتراکی پدیدار می شود. انبوه سپاریِ امروز در واقع همان شبکه سازیِ دیروز برای کاروران و شاغلین است.
پالایه
هر سال انبوهی از مفاهیم و رویکردهای دیجیتالی خلق می شوند. برآوردها نشان می دهند که هر سال (۱۲ ماه) ۸ میلیون آهنگ جدید ساخته شده، ۲ میلیون کتاب جدید چاپ شده، ۱۶۰۰۰ فیلم ساخته شده، ۳۰میلیون پست بلاگ منتشر می شود. اینترنت امکان اتصال تعداد فزاینده ای از افراد را به کتابخانه ای فراهم نموده که همه چیز در آن است. افراد حقیقی و حقوقی امکان دسترسی آسانتر به بیماران را یافته اند. این مهم بدون اعتماد، ارتباط، همراهی و سرمایه گذاری وقت و زمان ( حتی بیش از آنچیزی که مورد انتظار بیمار است ) میسر نمی شود. در حیطۀ کارهای شخصی ادیولوژی فرصت های خاصی ایجاد می شود از جمله پرداخت هزینه های ماهانه یا سالانه برای اخذ و کسب مراقبت های تخصصی و مشاوره های خاص.
بهداشت از راه دور یا Telehealth حوزۀ دیگری از پالایه تخصصی است که در قالب آپ های وب به آشنا سازی و ارائه توانبخشی شنیداری، درمان وزوز و مراقبتهای دیگر کمک می کند. این روش برای ارائه بازخوردهای لحظه ای و فوری در روند فیتینگ / پیگیری سمعک نیز مفید است.
ریمیکس
به گفته برخی افراد تمام فناوریهای نوین از ترکیب فناوریهای موجود حاصل آمده اند که به روشی نوین مجدداً تنظیم و ترکیب مجدد شده اند. مثلاً Apple AirPods، Samsung Gear IConX یا Bragi Dash شاید حاصل تغییر کاربری اپلیکیشن هایی مثل Ear Machine هستند. مدیران و مؤسسین شرکت ها تصمیم می گیرند که آیا این محصولات را استفاده کنند و اینکه آیا بر اساس خدمات و پشتیبانی و سرویسهای مجانی عمل کنند یا خیر؟ فرصتهایی وجود دارند که بتوان سمعک و وسایل کمک شنوایی را با آپهای ارائه شده توسط اشخاص ثالث اقدام نموده و فناوریهای تحقیقاتی، بالینی و عملی جدیدی را ایجاد کرد که در حال حاضر وجود ندارند و ظرف ۳۰ سال پیش رو مهمترین اختراعات و ابزارهای بالینی احتمالاً آنهایی هستند که بتوانند با موفقیت ریمیکس و ادغام گردند.
فعال و انفعال
واقعیت مجازی یک جهان ساختگی است که بنظر قابل اعتماد میآید. فعلاً اکثر رویکردهای واقعیت مجازی مبنایی بصری دارند و مسائل شنیداری در حاشیه قرار دارند. از سوی دیگر نمایشهای شنیداری که در بسیاری از کلینیکها و فضاهای مجازی استفاده و عرضه می شوند نمیتوانند محیط واقعی تجربه شده توسط بیمار و در استفاده از سمعک را بازتاب نمایند. در تلاش برای بهبود تعامل و ارتباط با سمعک معمولاْ بر دو موضوع تمرکز و تأئید بیشتری میشود: الف) موجودیت دادن به صدای سمعک دو گوشی؛ ب) گذار از فیتینگ متخصص-محور به فیتینگ برآمده یا انجام شده توسط بیمار.
گرچه آمریکا بالاترین نرخ تجویز سمعکهای دو گوشی در جهان را دارد ولی اکثر ادیولوژیستها به موارد زیر چندان توجهی ندارند: حفظ قدرت جهت یابی؛ کاهش اثر انسداد؛ تفاوت و تمیز بین صداهای بیرونی و صداهای تولیدی در داخل سر. بتدریج سمعک از دستگاههایی با توانایی تکنیکی پایین به ابزاری با توانایی تکنیکی بالا بدل شده اند و امروزه میتوانند شنود سه بعدی را نیز حفظ و باز تولید کنند. اخیراً بسیاری از متخصصان به جرگه افراد استفاده کننده از اندازه گیریهای گوش واقعی پیوسته اند و سعی دارند به اهداف صوتی تجویزی دست یابند تا از این رهگذر نتایج بهتری را کسب کنند. این نقطه شروع بسیار خوبی است.
فناوریهای آینده به بیمار اجازه می دهند تا تعامل و تأثیر بیشتری را در فضا و محیط جهان-واقعی اعمال نماید. در گذشته این نوع عملکرد از سوی بیمار به نوعی دخالت و دست اندازی وی در امور تخصصی تعبیر می شد ولی امروز به حکم تغییرات سریع تکنولوژیک، تغییر در گرایشات و طرز برخوردها ضروری است و میتوان نقش متخصص را از طریق کنترل بیشتر بیمار برای دست یابی به نتایج مطلوب تر تقویت نمود. به حداکثر رسیدن تعامل، تأثیر و کنترل بیمار در بلند مدت به هیچ عنوان باعث نا امنی تخصصی نمیشود و بتدریج بعنوان نقطه قوت برای متخصصینی محسوب می شود که خواهان واگذار کردن کنترل بیشتر به بیمار میباشند. در سالهای پیش رو هرچه که از نظر تعامل و تأثیر و ارتباط این چنینی قوی محسوب نگردد، مطابق با آخرین پیشرفتهای علمی، بعنوان یک روند و مسئله علمی و به روز تلقی نمیشود.
رهگیری
به کمک ابزارهای رهگیری بیومتریک جستجوی علمی و خود-اندازه گیری از طریق حسگرهای دیجیتالی مناسبتر، کم هزینهتر و گسترده تر میشوند. این ابزارهای ثبت کوچک دیدگاه ما نسبت به پزشکی، سلامت و رفتار انسانی را تغییر داده اند. امروزه برخی از آنها به شکل دستگاهای قابل حمل برای کنترل و رهگیری تعداد قدمها؛ خواب و ضربان قلب و به شکل دست بندهای مچی در دسترس هستند. نکته منفی آن است که گرچه این دستگاههای قابل حمل و قابل نصب به بدن در آمریکا اشاعه زیادی دارند و یک دهم افراد ۱۸ ساله و بالاتر آنرا دارند ولی نیمی از آنها پس از ۱۲ ماه کنار گذاشته می شوند. مشخص شده که گوش مکان فوق العاده ای است برای رهگیری حرارت بدن؛ ضربان قلب؛ تعداد قدمها؛ الکتروآنسفالوگرام و تنفس. وسایل شنود پذیر به این خاطر ابداع و عرضه شده اند چون اکثر مردم دوست دارند که فعالیتهای بیومتریک بدن خود را کنترل نمایند. در آینده نسل جدیدی از ابزارهای ثبت داده (Data-Logging) به بازار میآیند که امکان ثبت های صوتی از محیطهای شنود مختلف را می دهند و میتوانند محیط های اجتماعی که قرار است سمعک جهت آن محیط تنظیم شوند را اندازه میگیرند. این اطلاعات روزمره و جاری به متخصص کمک میکنند تا به شکلی دقیق اطلاعات طولی (یعنی یافته هایی در بلند مدت) را در مورد تأثیر فناوری شنوایی بر ارتباطات روزمره بیمار بدست آورند. از این بایگانی اطلاعات فردی میتوان برای مقاصد مختلفی استفاده کرد مثل رابطه بین افت شنوایی و بیماری قلبی-عروقی یا زوال عقل و افت و کاهش شناخت. تنها مسئله در این رابطه بحث حفظ حریم خصوصی افراد است که باید حل شود. والا ما در راهی قدم گذاشته ایم که باید هر سال ۵۴ میلیون حسگر را تا سال ۲۰۲۰ بسازیم؛ اما هنوز معضل حفظ « حریم خصوصی» و حدود و ثغور آن مشکل ساز است.
پرسیدن
ما همیشه سئوال داریم. قبل از گوگل و ویکی پدیا، عمده کار پاسخدهی (پاسخ به سئوالات) از طریق تلفن و تلفن چیها انجام می شد. در کنار آن کتابهای خاص نیز وجود داشت که حاوی برخی پاسخها بود. امروز پایگاههای داده ای فراوانی برای پاسخ به سئوالات و موضوعات مرتبط با شنوایی وجود دارند؛ پرسشهایی از این دست: از کجا سمعک بخرم؛ کجا تست شنوایی انجام بدهم؟ امروز حالتی ایجاد شده که موضوعات از حالت تمرکز گرایی خارج شده اند و روانی و سهولت انتقال مفاهیم، دانش و اطلاعات بسیار افزون شده است. موتورهای جستجو بسیار به این روند کمک کرده اند. بحث «پرسیدن» به سازوکاری بدل شده که نظامات و قواعد جدید، مارک و برندهای نوین و امکانات و احتمالات تازه ای را تولید می کند.
خاستگاه
فناوری در آینده امکانی را به نام «شروع» خلق می کند. آینده تکنولوژی نه ناکجا آباد/ آرمانشهر یا مدینه فاضله است نه کابوس آباد و شهر تخریب شده. فناوری ما را به سمت شهر ارتباطات و تعاملات و ارتباطات سوق می دهد. در سایه این ارتباطات عجیب و پیشرفته و سریع است که ارتقاء و پیشرفت میسر می گردد.